لغات انگلیسی پایه هشتم با معنی و تلفظ

معنی لغات لغات زبان
کشور ها
countries
شهر
city
زیبا
beautiful
صحبت کردن
speak
من
ا
کمی،یکم
a little
ملیت ها
nationalities
مهمان
guest
بزرگ،عالی،باشکوه
great
اصالتا
originally
برای من
my
پسر، دختر عمو، دایی، عمه و خاله
cousin
پایتخت
capital
همکلاسی
classmate
دوست داشتن،عشق
love
خوش آمدید
welcome
برای ما
our
اهل جایی بودن
from( am ,is ,are)
ترکیه
Turkey
کره ای
Korea
روسیه
Russia
ژاپن
Japan
ایتالیا
Italy
ایران
Iran
عراق
Iraq
هند
India
فرانسه
France
چین
China
اسپانیا
Spain
کانادا
Canada
ترکیه ای،ترکی
Turkish
کُره ای
Korean
روسی
Russian
ژاپنی
Japenese
ایتالیایی
Italian
ایرانی
Iranian
عراقی
Iraqi
هندی
Indian
فرانسوی
French
چینی
Chinese
اسپانیایی
Spanish
کانادایی
Canadian
ایرانی
Persian
عربی
Arabic
هندی
Hindi
معنی لغات لغات زبان
فعالیت های روزانه
daily activities
بستگان
relatives
شروع کردن
start
تماشا کردن
watch
صبح
morning
شب
night
روزهای هفته
days in a week
سالن ورزشی
gym
ماندن
stay
دانستن
know
بعد از ظهر
afternoon
نیمه شب
midnight
...چه طور
...How about
استراحت کردن
relax
دیدار کردن،ملاقات کردن
visit
می دانید.
.You know
عصر
evening
ظهر
noon
شنبه
Saturday
یکشنبه
Sunday
دوشنبه
Monday
سه شنبه
Tuesday
چهارشنبه
Wednesday
پنج شنبه
Thursday
جمعه
Friday
در صبح
in the morning
در بعد از ظهر
in the afternoon
در غروب
in the evening
در روز های هفته
on weekdays
در آخر هفته
on the weekend
معنی لغات لغات زبان
نقاشی کشیدن
draw
آوردن
bring
کار با رایانه
work with a computer
کیک پختن
make a cake
داستان گفتن
tell stories
ما بین،وسط
between
چه جالب!
!Wow
چرا که نه؟
?Why not
نقاشی
drawing
شنا کردن
swim
جست و جو در شبکه اینترنت
search the web
عکس گرفتن
take photos
دوچرخه سواری
ride a bicycle
هم چنین
too
واقعا؟
?Really
من.
.Me
دفتر نقاشی
drawing book
دیدن
see
بسکتبال بازی کردن
play basketball
انجام (حل) یک معما
do a puzzle
مهارت داشتن در
good at
تنیس
tennis
حتما.
.Sure
بگو (( دابل اُ ))
.Say double O
توانایی
ability
در فیلم بازی کردن
act in movies
متوسط،میانگین
average
بسکتبال
basketball
مهارت داشتن در
be good at
اما
but
توانستن
can
قادر نبودن به حضور در جایی
can't make it
قهوه
coffee
آمدن
come
کامل کردن
complete
کامپیوتر،رایانه
computer
آشپزی
cooking
جدول کلمات متقاطع
crossword puzzle
دوبل،دوتایی
double
عالی
excellent
معروف
famous
سریع
fast
پیدا کردن
find
زیر،زیرین
following
خوب
good
داشتن
have
خانه
house
تصور کردن
imagine
اطلاعات
information
مصاحبه گر
interviewer
خبرنگار
journalist
بلند
long
درست کردن
make
درست کردن چای
make tea
نقاشی کردن
paint
شخص
person
پرینت گرفتن،چاپ کردن
print
برنامه
program
تلاوت کردن
recite
گزارش
report
سوار شدن
ride
دویدن
run
دیدن
see
کوتاه
short
ورزشکار
sportsman
متن
text
تایپ کردن
type
ضعیف
weak
خوب ، به خوبی
well
چه کسی
who
کارکردن با
work with
معنی لغات لغات زبان
توصیه، پند ، نصیحت
advice
کمر درد
backache
برگشتن
be back
ساکت باشید!
!Be quiet
تلفن زدن
call
سرد،سرما خوردگی
cold
سرفه،سرفه کردن
cough
دندانپزشک
dentist
پزشک،دکتر
doctor
نگران نباش
Don't worry
داروخانه
drugstore
گوش درد
earache
احساس سلامت کردن
feel well
اول،اولین
first
گرفتن
get
کمی استراحت کردن
get some rest
همبرگر
hamburger
تب داشتن
have a temperature / fever
سردرد
headache
سلامتی
health
شنیدن
hear
خانه
home
بیمارستان
hospital
داغ،خیلی گرم
hot
دور نگهداشتن
keep away
لیمو
lemon
زندگی
life
سُرخک
measles
دقیقه
minute
وضعیت،حالت
mood
بیش تر
more
اوریون،لخت
mumps
پرستار
nurse
درد
pain
والدین
parents
بیمار
patient
استراحت کردن
rest
آبریزش بینی
running nose
باید
should
عطسه،عطسه کردن
sneeze
چشم درد
sore eyes
سوپ
soup
دل درد
stomachache
دندان درد
toothache
سبزی
vegetable
ویتامین
vitamin
مشکل چیست؟
?What's the matter
مشکل چیست؟
?What's the problem
مشکل چیست؟
?What's wrong
لغت،کلمه
word
معنی لغات لغات زبان
درواقع،راستش رو بخوای
actually
فرودگاه
airport
آیا ... وجود دارند؟
?... Are there
بلوار
boulevard
پُل
bridge
ساختمان
building
ایستگاه اتوبوس
bus station
پایتخت
capital
مرکز
center
کلیسا
church
سینما
cinema
شهر
city
تمیز
clean
تصمیم گرفتن
decide
مرکز تجاری شهر،مرکز شهر
downtown
شرق
east
تاریخ
history
مهم
important
آیا... وجود دارد؟
?... Is there
تعداد زیادی
many
سیستم مترو
metro system
مناره
minaret
مسجد
mosque
موزه
museum
ملی
national
نزدیک
near
شمال
north
شمال شرقی
northleast
قدیمی
old
کاخ،قصر
palace
رستوران
restaurant
آرامگاه،مقبره
shrine
به زودی
soon
جنوب
south
مخصوص،ویژه
special
ورزشگاه،استادیوم
stadium
ایالت
state
فروشگاه
store
فکر کردن
think
ایستگاه قطار
train station
خیلی،بسیار
very
خوب،به خوبی
well
غرب
west
آن چه ویژگی هایی دارد؟
?What's it like
چوبی
wooden
باغ وحش
zoo
معنی لغات لغات زبان
تعداد زیاد،مقدار زیاد
a lot of
همه
all
حیوان
animal
گله
cattle
جوجه،مرغ،خروس
chicken
سرد،سرماخوردگی
cold
مختلف،متفاوت
different
سگ
dog
خشک
dry
مثال
example
پاییز
fall
مزرعه
farm
مزرعه،دشت
field
گُل
flower
حدس زدن
guess
مرغ
hen
تپه
hill
داغ،خیلی گرم
hot
یخ زده،یخبندان
icy
جالب
interesting
شغل
job
مدرن
modern
کوه
mountain
همین نزدیکی ها
nearby
استان
province
باران (باریدن)
rain
بارانی
rainy
پرورش دادن
raise
رودخانه
river
برفی
snowy
بعضی،تعدادی،مقداری
some
بعضی اوقات
sometimes
بهار
spring
سنگ
stone
تابستان
summer
گُل آفتابگردان
sunflower
آفتابی
sunny
دماسنج
thermometer
گردشگر
tourist
تراکتور
tractor
درخت
tree
روستا
village
گرم
warm
آب و هوا
weather
خیس،مرطوب
wet
معنی لغات لغات زبان
هیچ
any
به عنوان
as
جستجو کردن
browse
لذت بردن از
enjoy
ماهی گیری
fishing
وقت آزاد،اوقات فراغت
free time
بازی
game
باغ، باغچه
garden
به سینما رفتن
go to the movies
سرگرمی
hobby
اسب سواری
horse riding
گوش دادن
listen
مجله
magazine
فیلم
movie
خبر
news
شعر
poem
رادیو
radio
خواندن
reading
اسکی کردن
skiing
اینترنت
the internet
اینترنت
the Net
چیز ، مطلب
thing
معمولا
usually
پیاده روی کردن ، قدم زدن
walk
در ... چه کار می کنی؟
?... What do you do in the
چه نوعی از ... ؟
?...What sort of

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا